5شنبه برای اولین بار باتفاق ایلای جونی بردمتون محل کارم- خون کرج- چند ساعتی اونجا بودین و بلبل زبونی به زبان انگلیسی و . . هشتگردم برف بود و حسابی برف بازی و آدم برفی با کارن.
تن صداتم موقع حرف زدن بشدت مشابه دختر کوچولوه تو محله گل و بلبل شده که حسابی میگیم و می خندیم(اینقد غصه خوردم. اینقد گریه کردم )
بشدت می خوامت گل من. بوووووس
گل ,حسابی ,بشدت ,بلبل ,حرف ,برف ,گل من ,و بلبل ,دختر کوچولوه ,مشابه دختر ,کوچولوه تو

درباره این سایت